سیطرهی نامِ فاخرِ ادبیات اقلیمی بسیار گسترده است. ژانری که نه سفارشی نویس است، نه در تقدیسِ شاهان.
نه منتج از تخیلِ صِرفِ ویسنده.
ادبیات اقلیمی داستان مردم است.
آحادِ آدمهایی که در مُحاقاند.
کارگران، صنعتگران، برزگران، مردمان کوچه و بازار که هریک، مستقل از خَرقِ عاداتِ قشرِ اعیان در ادبیاتِ کلاسیکِ ایرانی، قصهای برای خود دارند.
روایتی از زیستشان، آداب وُ رسوم وُ فرهنگشان. آنگونه که هستند، چنان که هر روز از کنارشان عبور می کنیم.
ادبیات اقلیمی را به زبانِ حال بهرام حیدری می شناسیم.
با لهجههای ناب جنوبی.
با زاگرسنشینان وُ مردمانِ حوالیِ سواحلِ جنوبی.
غلامحسین ساعدی ولی از فلاتِ البرز می نوشت.
یوسف علیخانی هم همین است. قلمِ مهربانِ علیخانی، حکایت دیگر مردمانِ وطن را در دوردستهایی دیگر نوشته.
از مهربانیاش همین بَس، که رونماییِ رسمیِ «خاموشان»، تازهترین مجموعهاش را نه در تهران و نه در کتابفروشیِ خودش (آموت)، خوزستان را برگُزیده.
این رویدادِ فرخنده، پیوندیست میانِ اقالیمِ مختلفِ سرزمینِ عزیزمان ایران، جشنی در پاسداشت اتحاد و یگانهگیِ همهی ایرانیان.
کانون ادبی محام در روزهای چهارشنبه ۲۵ و پنجشنبه ۲۶ تیر به اهتمامِ نشر آموت میزبان این رویداد گرامی بود.


